• وبلاگ : سين،‏‏ ‏مثل سپيدداران و سيرود
  • يادداشت : سيرود به چه معني است
  • نظرات : 0 خصوصي ، 7 عمومي
  • mp3 player شوکر

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     


    سلام

    آقاي کوهزاده

    من ابوالحسني هستم

    به نام شهربانو مينويسم

    از آقاي شامحمدي متشکرم که ما را به هم معرفي کرده

    از شما ميخواهم که به وبلاگ جديد من با عنوان

    کلاک سرزمين کهن

    ديدن کنيد و من را با نظرهايتان ياري کنيد

    متشکرم

    دوست عزيز از لطف شما و اطلاعات بسيار مفيدي كه در اختيارم گذاشتيد تشكر مي كنم. در اولين فرصت براي ديدن آبشارهاي ذكر شده به ساوجبلاق مي آيم. اكنون در جنوب فارس هستم تا 20 اسفند. بسيار بسيار متشكرم.
    دوست گرامي، جناب آقاي جعفر کوهزاده
    با سلام
    شما نزديک يک ماه پيش ايميلي به وبلاگ پشند زده بوديد و در خواست اطلاعاتي در مورد زندگينامه مشاهير پشند کرديد. ابتدا عذر من را بابت دير کرد در ارسال اين ايميل بپذيريد. يقيناً حرکتي که شما شروع کرده ايد, بسيار پسنديده است و ما هم علاقمنديم که در اين راه به شما کمک کنيم.
    در مورد پروفسور غفاري که هنوز با بيش از صد سال سن سالم و سلامت هستند, دو ويدئو زير در دسترس است که من خودم نيز از اينترنت آنها را پيدا کرده ام:

    1- http://www.youtube.com/watch?v=HEc2TvoH7oY
    2-
    متاسفانه از بستگان نزديک و مطلع ايشان کسي را ما در ايران سراغ نداريم اما چنانچه اطلاعات بيشتري بدست آورديم شما را نيز در جريان مي گذاريم.
    در مورد استاد جمشيد اميني هم مقاله اي ار نشريه وزين هنر و مردم در دست داريم که به پيوست براي شما فرستاده مي شود.
    خواهش داريم چنانچه شما نيز در مورد مشاهير، تاريخ و فرهنگ پشند به منابعي دسترسي داريد، ما را بي نصيب نگذاريد.

    موفق باشيد

    فرشاد انوشه پور


    اين مطلب متن ايميلي بود که براي شما نوشته بوديم، اما متاسفانه نتوانستيم به ايميلي که در اينجا از شما پيدا کرديم نامه را ارسال کنيم، لطفا ايميل خود را براي اينجانب به ادرس ايميل من بفرستيد تا مقاله جمشيد اميني را نيز ارسال نماييم.

    با تشکر
    احمد بهمني
    سلام،
    واقعيت من هم متاسفانه اطلاعات زبان شناسي قوي اي ندارم. ولي زبان تاتي اين طور که مي دانم، زيان فارس زبانان در زمان حکومت ترکها بر مناطق غربي ايران اتلاق مي شده. براي همين ريشه اي متفاوت از زبانهاي ديگر فارسي ندارد.
    با تشکر از توضيحات شما،
    اين خرده را بعضي از هم روستايي ها به ما مي گرفتند که چرا اسم نشريه را فشند نگذاشته ايم. که خوب شما واقفيد بر علت آن.
    هر چند به زعم اينجانب اين تغيير اتفاقي است که احتمالا بسيار جديد (شايد در دوره قجر)، در دوره اي که اسامي رسمي توسط کاتبان ثبت شده رخ داده است. در اين دوره در متون قضايي و ديگر موارد از لغتهاي عربي بسياري مانند موجر و مستاجر، اداره نظميه و بلديه و غيره وارد زيان فارسي شد.
    در ضمن در گويش افراد مسن تر و کم سواد تر (که اتفاقا در گويش شناسي معتبر تر از ديگران هستند) اغلب از واژه پشند استفاده مي شود.


    جناب اقاي کوهزاده،

    با سلام و عرض سپاس از لينکي که به وبلاگ ما داديد، به عرض مي رساند، که وازه پشند تعمدا انتخاب شده،نه از سر اشتباه. بر اين اساس به گويش پيرمردها و پيرزنها هنگامي که در مورد روستا صحبت مي کنند دقت کنيد، که نام فشند را استفاده مي کنند يا پشند.

    با سپاس